تبليغاتX
آزادی برابری سهم من نیست! حق من است!

8march86

هیات تحریریه

8march86

http://8march86.blogfa.com

آزادی برابری سهم من نیست! حق من است!

آزادی برابری سهم من نیست! حق من است!

آزادی برابری سهم من نیست! حق من است!

این وبلاگ متعلق به کانون دفاع از حقوق زنان و کودکان تهران و محل انتشار نشریه اینترنتی این کانون می باشد. برداشت مطالب این وبلاگ با درج منبع بلامانع است! از دوستان می خواهیم با فرستادن مطالب و نقطه نظرات خود ما را در ادامه بهبود و گسترش این نشریه یاری کنند!
شماره تماس : 09370914177
ایمیل ما:kanoone.z.k@gmail.com یا
zanan.koodakan@yahoo.com نشریه اینترنتی کانون دفاع از حقوق زنان و کودکان تهران

آزادی برابری سهم من نیست! حق من است!

 
کاربر مهمان، خوش آمديد!    امروز  
 
فهرست اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
آرشیو
ایمیل
موضوعات





آرشیو مطالب

نشریات
شماره های پیشین را میتوانید در این قسمت مشاهده نمایید
آرشیو تماس با ما


نشریه شماره 6 _ ویژه نامه علیه اعدام کودکان

هیات تحریریه یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387  نظر بدهید!

اعدام کودکان،جلوگیری یا بازتولید جنایت؟

چندی است که مساله اعدام کودکان به محور اصلی بحث های بسیاری از سازمان های بین المللی حقوق بشر و فعالان اجتماعی در ایران و سایر نقاط دنیا تبدیل شده است.

اعدام چندین کودک در چند وقت اخیر نیز به این بحث دامن زده و موافقان و مخالفان چنین مجازاتی را به صحنه بحث و گفتگو کشانده است. با توجه به اینکه مساله  کودکان مجرم و شیوه برخورد با انها می تواند تاثیرات متفاوت و ریشه ای در جامعه داشته باشد کانون دفاع از حقوق زنان و کودکان تهران بر خود می داند تا نظرات و جهت گیریهایش را نسبت به این مساله به صورت شفاف بیان دارد و ما از همه فعالین در این زمینه خواهشمندیم که ما را در این امر یاری رسانند.

اعدام مساله ای است که از دیر باز به عنوان مجازات جانیان خطرناک و به عنوان اشد مجازات برای یک فرد در نظرگرفته می شده. در واقع جرمهایی که به خاطر آن افراد اعدام می شوند می تواند از دزدی یک بسته شکلات تا قتل نفس را در بر بگیرد و شدت در نظر گرفتن مجازات برای مجرم به طور کلی رابطه مستقیمی با شرایط جامعه و رشد فکری و مدنی آن دارد.

در چند دهه گذشته جنبش ضد اعدام جایگاه خاصی در مجامع حقوق بشر باز کرده و توانسته به مقدار زیادی جلوی چنین مجازات هایی را بگیرد. هم اکنون 128 کشور جهان یا اعدام را به کل از قانون اساسی خود حذف کرده اند یا بیش از 3 دهه است که عملاَ دست به اینگونه مجازات ها نمی زنند. شرط حذف مجازات اعدام یکی از شرط های باقیماندن در اتحادیه اروپا می باشد و سازمان عفو بین الملل، ائتلاف جهانی علیه اعدام و همچنین برخی از "ان جی او" ها قطعنامه ای را به مجمع عمومی سازمان ملل در ۱۰ اکتبر 2007 مبنی بر توقف اعدام در سطح جهان ارائه کردند. این اقدام گامی موٽر در جهت لغو قانونی "مجازات اعدام" در سطح جهان است.در آخر سازمان ملل نیز مجازات اعدام را محکوم و از کشورهای عضو این سازمان درخواست نمود تا مجازات اعدام را به صورت کلی از قوانین خود خارج کنند.

مجازات اعدام نه تنها باعث از بین رفتن جرم و جنایت نمی شود بلکه یکی از عوامل افزایش آن نیز هست چون اعدام و حذف فیزیکی مجرمین تنها باعث از بین رفتن یکی از هزاران قربانی جامعه ی نا امن و بیمار می شود بدون آنکه کمبودها و عقده هایی که باعث بوجود آمدن مجرم شده است شناسایی شود.در واقع بحث ما اینجا بر سر گناه کار بودن یا نبودن افراد اعدام شده نیست. بحث بر سر این است که کسی حق کشتن انسان دیگری را ندارد. بحث بر سر این است که چنین مجازاتی تنها ترس و وحشت را در جامعه القا می کند و خشونت و وحشی گری را یک امر عادی و روز مره نشان می دهد. کسی که در یک جامعه مرتکب جرم می شود باید مورد بازپروری قرار گیرد تا کمبودها و نقصانی که باعث تبدیل شدن وی به یک جنایتکار شده شناخته و درمان شود مجازات اعدام از بازگو شدن این کمبودها جلوگیری و با بریدن سر نخ از پیدا کردن عوامل و کمبودهای زاینده جرم در جامعه جلوگیری میکند. این درحالی است که هر جنایتی که در جامعه اتفاق می افتد تنها به گردن شخص انجام دهنده نیست بلکه تمام افراد جامعه در به وقوع پیوستن این جرم شریکنند چون جامعه هر چه امن تر و انسانی تر باشد جرم و جنایت در آن کمتر است اما جدای از این موارد اگر آمار جرم و جنایت را بررسی کنیم در کشورهایی که مجازات اعدام اعمال می شود این آمار سیر صعودی دارد.
به هر حال اگر مقصود از اعدام کردن این باشد که با ایجاد ترس در جامعه از ارتکاب جنایت جلوگیری به عمل آید تجربه نتیجه ای عکس را نشان داده است و با توجه به اینکه ایجاد ترس در جامعه خود از عوامل بالا رفتن بزه و جرم و جنایت می باشد بسیار غیر منطقی به نظر می رسد. از طرفی دیگر اگه مقصود تنبیه جنایتکار است خود اعدام تکرار قتل و یه شکل خاصی توجیه کننده عمل جنایت است. در واقع نمی توان با کشتن انسان ها به جنگ با مقوله کشتن انسان رفت! اعدام فرهنگ آدم کشی را زنده و برای جامعه عادی کرده و بدین طریق به بازتولید عمل قتل کمک می نماید.در واقع می توان به جای چنین عملی به بازپروری مجرم و دستیابی به ریشه ها و کمبودهایی پرداخت که جنایتکار تولید می کند.به طور قطع هیچ انسانی به شکل مجرد جنایتکار نیست و این شرایط جامعه است که  از وی یک جنایتکار می سازد و بدون دستیافتن به چنین معضلاتی ریشه کن کردن جنایات بسیار خود فریبانه و غیر قابل دسترس می شود. باید بببینیم که چه عواملی باعث بوجود آمدن چنین جنایتکاری شده. کشتن قاتل علاوه بر عادی سازی کشتار و خشونت در جامعه مانع بر طرف شدن مشکل شده و جامعه تبدیل به جایگاهی برای پرورش جرم و جنایت خواهد شد.
در نهایت باید اذعان داشت قاتل و مقتول هر دو قربانی و نمود عینی آسیبها و کمبودهای همان اجتماع هستند و جنایتکار اصلی جامعه ای است که این جنایات را تولید می کند. اما از نگاهی دیگر نیز می توان درستی چنین مجازاتی را زیر سوال یرد و آن اشتباهاتی است که به هر حال در بزرگترین و عادلانه ترین دادگاه های جهان نیز صورت می گیرد. آیا تضمینی هست که مجرم محکوم به اعدام به طور قطع گناهکار بوده و  حکم درستی برای وی در نظر گرفته شده است؟ حتی کوچکترین احتمالی نیز می تواند انسان را مجاب کند که چنین مجازات بدون بازگشتی شدیداً غیر منصفانه و غیر قابل جبران می باشد. نمونه های بسیاری از این قبیل اشتباهات را می توان در تاریخ دادگاه های جهان مشاهده نمود و شاید بارزترین و مجاب کننده ترین آن اعدام دیوید گیل فعال سرشناس جنبش ضد اعدام باشد.

اما تا اینجا تمام بحث بر سر مجازات اعدام به صورت عام بوده ودر حالیکه ما امروز با مشکل اعدام کودکان نیز رو برو هستیم. در واقع اعدام کودکان خشن ترین و غیر عادلانه ترین مجازاتی است که یک مرجع قضایی می تواند در نظر بگیرد.

طبق کنوانسیون حقوق کودکان سازمان ملل متحد کودک به انسان زیر 18 سال خطاب می شود که فاقد بلوغ فکری و اجتماعی بوده و مجازات اعدام در مورد آن مردود می باشد و با توجه به اینکه این کنوانسیون به امضای دولت ایران نیز رسیده است ما از تمامی مراجع قضایی و قانون گزار درخواست می کنیم که در مورد اعدام کودکان تجدید نظر نموده و راهکارهای دیگری را در این مورد به کار گیرند.

در واقع کودک در زمان هنگام ارتکاب به جرم فاقد بلوغ کامل فکری و اجتماعی بوده و به شکل ناخواسته و تحت تاثیر شرایط و جامعه دست به چنین عملی زده و جنایات صورت گرفته در کودکان با برنامه ریزی قبلی یا انگیزیه مشخصی نبوده است و مجازات اعدام بیش از اندازه برای چنین جرم هایی که می تواند در یک نزاع بچگانه و ساده نیز رخ دهد سنگین است!

اگرچه کودکان در ایران در سنین کودکی به دار مجازات آویخته نمی شوند اما پس از گزراندن سال ها در زندان و رسیدن به سن قانونی این مجازات در مورد ایشان اجرا خواهد شد و این خود نیز با مشکل حقوقی مواجه است زیرا جرم در زمان دیگری اتفاق افتاده که همانطور که گفتیم شخص مجرم در سنین کودکی قرار داشته و فاقد بلوغ فکری و اجتماعی کافی برای تجزیه و تحلیل شرایط بوده است.

آیا بهتر نیست در این مورد از روش های بازپروری و مجازات هایی سبک تر در مورد کودکان استفاده شود با توجه به اینکه انسان در این سن به خوبی می تواند به شرایط نرمال و انسانی برگشته و به آغوش جامعه بازگردد در حالیکه کشتن او نه تنها مشکلی را حل نمی کند که با توجه به گفته های بالا مشکلات عدیده ای را هم بر دوش جامعه می گزارد.

در آخر باید گفت که اعدام آلترناتیو خوبی برای " پاک کردن زمین از جنایتکار" نیست. اعدام که خودش کشتن یه نفر میباشد نمی تواند باعث از بین رفتن جنایت شود بلکه خود جنایت را تکرار میکند ولی در مقابل لغو حکم اعدام و اعلام ارزش جان آدمی، اولین گام در مبارزه با فرهنگ آدمکشی در جامعه است !!

هیات تحریریه یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387  نظر بدهید!

برای نجات یک انسان

 

براي نجات يك لبخند

براي نجات يك نگاه

براي نجات يك قلب

كه مي ايستد روي تيرك اعدام

 

براي تيمار يك اندوه

براي التيام يك درد

براي نجات يك صدا

كه مي پيچد در همهمه اي گنگ در ميدان

چون مي آويزندش حلقه اي بر گردن

 

براي كشتزارهاي طلايي گندم

براي درختان سبز بلوط

براي مرهم زخم عميق يك عشق

تكيده بر خاكي سرد

                    درگودال

 

نامت را بنويس

زير واژه هايي تلخ

          در رنجنامه اي

                 چكيده بر آن اشكهاي يك انسان

هیات تحریریه یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387  نظر بدهید!

بزهکاری

بزهکاریها:

بره عبارتست از اقدام به عملی که بر خلاف موازین ، مقررات ، قوانین و معیارهای ارزشی و فرهنگی جامعه باشد. دوره نوجوانی به خاطر تحولات بلوغ و ارزش ها و بحران هویت ، مرحله ای است که در آن بزه بیشتر اتفاق می افتد. گزارش اداره بهداشت مدارس از دانش آموزانی که اختلالات عاطفی و روانی داشتند حاکی از آن است که بزهکاری ها رقم بیشتری را به خود اختصاص داده است .

اگر بی قراری را نیز نوعی علامت بزهکاری محسوب کنیم ، بیش از 3/2 دانش آموزان مراجعه کننده ، بزهکاری هایی از قبیل ولگردی ، پرخاشگری ، فرار از مدرسه ، دزدی و بی قراری داشته اند. تحقیق در مورد 96 نوجوان بزهکار در کانون اصلاح و تربیت تهران ، بیشترین مورد را بین سنین 15-17 سالگی نشان می دهندو توزیع سنی 225 بزهکار جوان در کانون اصلاح و تربیت مشهد به این صورت بوده است.

19

13-15                                95

15-16                              111

حداقل سن بزهکاری در اصفهان 12 سال گزارش شده است.و در کانونهای اصلاح و تربیت تهران و مشهد حداقل سن 10 سال بوده است.

 

بقیه افراد بزه خرید و فروش مواد مخدر ، قتل ، مشروب خواری ريا، اعتیاد ، زنا و ولگردی را ذکر کرده اند.

از نظر اجتماعی بزهکاری را به سه دسته تقسیم کرده اند:

1-بزهکاری بر علیه اشخاص عادی جامعه مانند ضرب و جرح ، تجاوز به عنف ، کشتن عمد یاغیر عمد

1-2- بزهکاری بر علیه دارایی و مالکیت دیگران مانند دزدی ، جعل اسناد

1-3- بزهکاری بر علیه نظم عمومی مانند فحشا و خرید و فروش مواد مخدر

بزهکاری را نمی توان منحصر به طبقه خاصی دانست . شاید عده ای راه فرار از قانون را بدانند و یا با حیله از چنگ قانون فرار کنند و طبعا جزء آمار محسوب نگردند . آنچه مسلم است بزهکاری د ر تمام طبقات وجود دارد ولی میزان آن در طبقات پایین اجتماع بیشتر است.

بررسی فراوانی که از کانون های اصلاح وتربیت شده است نشان می دهد در ماههای تیر و مرداد و خرداد بر میزان بزهکاری افزوده شده است.

و این فراوانی را می توان در نتیجه فراغت بیشتر نو جوانان و امکان بیشتر تحرک آنان در این ماهها دانست.

وقتی علت ژنتیک در توجیه بزهکاری ها ناکافی به نظر آید . می توان علت بزهکاری ها را یادگیری دانست . بلر و جونز با صراحت گفته اند که بزهکاری یک رفتار آموخته شده است.

فرد بزهکار از مهر و محبت محروم بوده و جای امنی در این جهان ندارد و در اجتماع نیز دارای مقام و ارزش نیست و هیچ نوع احساس ارزش نمی کند

کودکی که در مدرسه چندان موفقیت ندارد و در تردید به سر می برد و در خارج از مدرسه هم برای او امکان تفریح و سرگرمی  کردن وجود ندارد در خانه هم کاری از او ساخته نیست بنابر این تنها یک راه برای او باز می ماند و آن رو آوردن به ولگردی و شرکت در فعالیت های گروهی نامطلوب و احتمالا دست زدن به جنایت است. این نوع رفتار بزهکارانه به جوان ، نوعی احساس ارزش و اهمیت می دهد و او را برای گروهش قابل قبول تر می سازد.

اولین محیطی که زمینه بزهکاری را در فرد بوجود می آورد خانواده است.

جدول زیر وضعیت خانوادگی نوجوانان بزهکار در کانون اصلاح و تربیت تهران را نشان می دهد.

به هیچوجه کودک بزهکار وجود ندارد ، بلکه هدایت شده به بزهکاری وجود دارد.

کودکان امروزی در شرایطی پا به عرصه وجود می گذارند که در هر دقیقه ی آن 4 جنایت جدی اتفاق می افتد . آمار نشان داده شده در این راستا نشان می دهد که وضع کنونی جوامع انسانی بسیار ناهمگون بوده است و اگر بر تعداد و ارقام جنایات رخ داده ؛آمار جنایات مخفی و یا جرم های پنهانی را نیز بیفزاییم ، انگاه مشخص می شود که دور نمای زندگی بشری در شرایط فعلی بسی ناامید کننده تر از آن است که تصورش را بکنیم.

اگر متوجه شویم که در شرایط فعلی کود کانمان تا چه اندازه ای تحت تاثیر شرایط ناهمگون در مجادلات تمایز بین خوب و بد و ارزش و ضد ارزش و... می باشند،آن زمان در می یابیم که با کمی غفلت و سهل انگاری و با لحظه ای درنگ و ساده اندیشی ، نا خواسته فرزندا نمان را به عوامل ضد اجتماعی بدل خواهیم کرد و آن ها را در مسیر انحرافی ناسازگاری اجتماعی و بزهکاری مشاهده خواهیم نمود.

یکی از دانشمندان امر تربیت کودک به نام ایوی.بننت ادعا دارد که "در میان انسانها کسی نیست که مرتکب گناه و یا خطا نشده باشد و کسانی که به دفعات مرتکب خطا می شوند ، به یقین خطاهای تکراری را ناچیز و غیر مهم می شمارند "

کودک به هیچوجه در کودکی جرم را نشناخته و کاری را که لقب جرم و بزهکاری بر آن تصور است، درک نمی کند . اما با توجه به علایق و روحیاتش دست به کارهایی می زند که در نظرش منطقی و یا کم اهمیت بوده ولی همان حالات و رفتار به نوعی مقدمه ی بزهکاری و اعمال ضد اجتماعی تلقی می شود. اگر چنین اعمالی از سوی والدین و یا سرپرستان کودک نادیده انگاشته شود ، به تدریج تبدیل به معضل اجتماعی خواهد شد و رفتار فرد قالب بزرگی گرفته و با قدرت هرچه تمام تر جامعه را تکان خواهد داد.

جوان امروزی چیزی را می داند که ما در سن جوانی از آن غافل بودیم و یا نمی دانستیم . او به چیزی نیاز دارد که ایجاب زمان بوده ولی ما از درک آن عاجز می باشیم. جوان امروزی از 

مطالبی بحث می کند که ما پیرامون آن یا اصلا فکر نکرده ایم یا این که نیازی به اندیشیدن ندیده ایم. لذا باید تفاوت میان خود و فرزندمان را درک کنیم تا بتوانیم با شناخت تفاوت ها فاصله خودمان را تقلیل دهیم.

جامعه شناسان علل متعددی را برای بزهکاری ذکر کرده اند همانگونه که اتو کلاین برگ گفته است : امروزه این اعتقاد رواج دارد که هیچ علتی به تنهایی برای رفتار پیچیده و متنوعی مانند بزه عموما و بزه جوانان خصوصا کافی نیست. یا اینکه ریشه درد در جامعه هاست و اوضاع و شرایط نامساعد اجتماعی و ضعف کنترل و آموزشهای نادرست به ارتکاب جرم کمک می کند و وسائل ارتباط جمعی در شکل گیری آن دخالت می نماید ولی نمی توان این عوامل را به تنهایی علت بزه دانست شاید مجموعه ای از علت ها نوجوان را به بزه بکشاند و رفتار ضد اجتماعی از خود بروز دهد.

1-عامل اقتصادی: با اینکه فقر گاهی عامل بزهکاری است ولی نمی توان آن را تنها عامل آن دانست و عوامل اجتماعی دیگر نیز در پیدایش بزهکاری ها دخالت داشته است بیشتر این افراد خانه به دوش ، هرگزعضوی از اجتماع نبوده و احساس شرکت در هیچ جماعتی را نداشته اند.

بیش از نصف آنان حداکثر عمر خود را به صورت فصلی کار کرده اند بعضی از آنان به علت بحران های اقتصادی مرتب تغییر شغل داده اند و تعدادی معدودی از آنان ، روابط صمیمانه و نزدیکی با خانواده های خود داشته اند . یک سوم از آنان تن به ازدواج می دهند و تقریبا همه آنان بر اثر فقر از همسران خود جدا می شوند و دوستان کمی می یابند.

2-عامل پس افتادگی فرهنگی و پیشرفت تکنولوژی : در جوامع در حال رشد وقتی یک زمینه صنعتی ایجاد می شود متناسب با آن زمینه ، تغییراتی در روابط خانوادگی و اجتماعی باید ایجاد شود اگر چنین تغییراتی صورت نپذیرد روابط خانوادگی را مختل می کند و طبعا باعث ناهنجاری هایی در فرزندان و احیانا بزهکاری ها می شود.

3-شهر نشینی: در شهرها روابط صمیمانه بین افراد کاهش می یابد و بیشتر افراد به سوی فرد گرایی حرکت می کنند . رشد سریع شهرها باعث دگرگونی های عمده ای در نقش های اجتماعی افراد می شود و گاهی باعث تضاد منافع و تصادم افراد می گردد شهرها به جوامعی مصرفی تبدیل می شود و نقش افراد در تولید به حداقل می رسد در چنین شرایطی نو جوان از یک محیط امن و روابط صادقانه بر خوردار نیست و آنان را به دام بزهکاری و انجام کارهای خلاف می اندازد.

4-تراکم و افزایش جمعیت : محلات شلوغ به محلاتی پر جمعیت اطلاق می شود که با سیستم خانه سازی غیر بهداشتی و ناقص شکل گرفته و از وسایل آسایش و رفاه کافی بر خوردار نیست. این محلات که در بدترین وضعیت اجتماعی و اقتصادی قرار دارد محل و ماوای بسیاری از مشکلات اجتماعی است. بررسی وضعیت بزهکاران در کانون اصلاح و تربیت تهران نشان می دهد که اکثر قریب به اتفاق آنان از مناطق شلوغ و پر جمعیت شهر بوده اند در این محلات تصادم و برخوردهای خشونت آمیز بیشتر بوده کنترل کمتر صورت می گرفته و زمینه تجاوز به حقوق دیگران فراهم تر بوده است.

5-حوادث غیر منتظره از قبیل جنگ ، زلزله و...حوادث پیش بینی نشده اجتماعی و شرایط نامناسب اجتماعی و اقتصادی می شود و بر میزان بزهکاری می افزاید.. در زمان جنگ یا حوادث دیگر از یک طرف دوام و بقای خانواده دچار تزلزل می شود و از طرفی بحران اقتصادی بوجود می آید و فقر و فاقه عمومی رو به افزایش می گذارد . و این دو عامل باعث سوق نوجوانان به ارتکاب جرم می شود.

6-وسایل ارتباط جمعی: وسایل ارتباط جمعی و حتی مطبوعات اثر عمیقی در شخصیت و طرز فکر فکر نوجوانان دارند. اگر فیلمهای سینمایی صحنه های غارت ، راهزنی ، تجاوز و انواع انحرافات را به نمایش بگذارند و فیلم بدون یک ارزیابی تمام می شود اثر نامطلوبی بر ذهن نوجوانان خواهد گذاشت. مطبوعات نیز ممکن است اثر مخربی داشته باشند .

برخی از کتاب ها و مقالات و نوشته های روزنامه خود محرک جرم و بزه در نوجوانان است. گزارش برخی از جرائم و نحوه آن در روزنامه ها و نمایش آن در تلویزیون نه تنها نتیجه هی نمی دهد بلکه برای آن که دنبال ماجرایی می گردد و روحی طغیانگر و آشفته دارد وسیله ای برای فراگرفتن و انجام دادن بزه می شود.

7-ضعف جریان های مناسب اجتماعی برای گسترش اخلاق انسانی: معمولا بزهکاری به خاطر غیر اخلاقی یا ضد اخلاقی بودن مورد انتقاد قرار می گیرد ولی این امر مورد بررسی قرار نمی گیرد که این رفتار غیر اخلاقی یا ضد اخلاقی از کجا آمده است.رفتار غیر اخلاقی را والدین یا مدرسه یا محیط به فرد بزهکار فرا داده است.

جامعه ای که در آن مبانی اخلاقی بر پایه اصول جهانشمولِ انسانی استوار نیست و همکاری جمعی برای حفظ چنین اصولی وجود ندارد آماده است هرگونه جریان غیر فکری غالب را بپذیرد .برای این دسته بزهکاری رفتاری مطلوب تر است زیرا باعث از هم پاشیده شدن بنیادهای اجتماعی و هتک حرمت فردی و جمعی می شود.

دسته دوم که نادانسته مبانی اخلاقی را متزلزل ساخته اند کسانی هستند که لفظا و در گفتار آدم های خوبی می نمایند و مدعی رفتار اخلاقی هستند ولی در عمل خلاف آن را دنبال می کنند و اصطلاحا عالم بی عمل هستند. وقتی نوجوان تعارض در رفتار وگفتار مدعیان می بیند الگوی مناسبی برای رفتار اخلاقی نمی تواند برگزیند و نمی داند که چه رفتاری درست و چه رفتاری نادرست است.

بخش دوم: نحوه پیشگیری و برخورد با بزهکاریها

در نشربه بعدی

 

 

هیات تحریریه یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387  نظر بدهید!

به اعدام بگو نه !!

متاسفانه چندی پیش خبر متاثر کننده اعدام دو کودک در فاصله ی یک هفته بنام های رضا حجازی و بهنام زارع

آنهم بدون اطلاع خانواده ها وبدون حضور وکیل، بیشتر از هر زمانی تاثربرانگیز و درد آور بود.

اعدام کودکان زیر 18 سال عمل شنیع و زشتی ست که با هیچ استدلال و توجیه و حقوق انسانی قابل توجیه نیست.

اعمال مجازات مرگ برای افراد زیر 18 سال تنها در ایران صورت می گیرد و در حالیکه در کشورهای مثل چین و ایالات متحده عربی و آمریکا با اینکه اعدام لغو نشده است ولی اعدام کودکان هرگز صورت نمی گیرد و تعداد آمارها نشان از کاهش هرساله اعدام ها در این کشورها را می دهد درحالیکه در ایران برخلاف پیمان نامه حقوق کودکان و حقوق بین المللی، متاسفانه با افزایش اعدام های کودکان روبرو بوده ایم و از این بابت در سکوی مقام اول قرار گرفته ایم!!

کودکان و نوجوانان بدلیل عدم قدرت توانایی در دفاع ازحقوق خویش و نداشتن وکلای خبره و متخصص، بدلیل فشارهای جسمی و روانی  در هنگام بازجویی  و  عدم قدرت تشخیص و تحلیل به راحتی مورد سوء استفاده های بزرگترها و اطرافیان با وعده ی اینکه کودک هستند و آزاد می شوند و یا  از روی  ترس و تهدید،  گاه به جرم ناکرده اعتراف می کنند.

و در صورتی که مرتکب جرمی شده اند بدون هیچگونه کینه و دشمنی و یا نقشه قبلی و در بازی ها و درگیری های کودکانه دست به چنین کاری می زنند و  دانش آموز دیروز که باید در سَر ِ کلاس درس و مشق برای پیشرفت آینده اش تلاش کند امروز در جایگاه یک مجرم و قاتل و در جمع خلافکاران حرفه ای چندین سال از بهترین سال های زندگی و کودکیش را باید در انتظار مرگ سپری کند.

قطعا هیچکس از بدو تولد و ذاتاً قاتل متولد نمی شود بلکه شرایط بحرانی زندگی، بی سوادی، نابهنجاری های جامعه، فقر، عدم امنیت  اجتماعی، دیدن صحنه های خشونت بار و رفتارهای خشن برگرفته از خانه تا جامعه و رسانه های گروهی، زمینه های آموزش و یادگیری برای ارتکاب یک جرم را برای کودکان مهیا می کند و آنان را به سوی قاتل شدن سوق می دهد!

بعضی ها  این سوال برایشان ایجاد می شود که شرایط  جامعه ی برای همه وجود دارد چرا تنها بعضی ها  قاتل می شوند و اینطور نتیجه گیری می کنند که پس اینها ذاتا قاتل بوده اند!

باید در جواب این افراد بگویم که جامعه ای که ما در آن زندگی می کنیم با توجه به افزایش فاصله های طبقاتی، بیکاری،  آمار رو به رشد خط فقر،  تفاوت های تربیتی و رشد، آموزش و تحصیل، محرومیت از تفریحات سالم و آشنایی این کودکان در محیط های زندگیشان  با انواع بزهکاری ها که معمولا از طبقه ی پایین و محروم جامعه هستند،  امکان بهره مندی از یک زندگی سالم برای همگان و بطور یکسان فراهم نیست و گرفتن حیات این کودکان جز چشم پوشی بر واقعیت های تلخ زندگی این کودکان محرومیت کشیده چیز دیگری نیست.

مجازات های انتقام جویانه و حذف انسان ها ثابت کرده که جوابگو و چاره ساز نیست و آمار و شرایط فعلی جامعه و در جهان نشان می دهد که با اعدام  نه تنها از جرم و جنایت کاسته نشده است بلکه در کشورهایی که هنوز اعدام لغو نگردیده است به مراتب بیشتر از کشورهایی ست که قانون اعدام لغو گردیده و  حتی اعدام، آلام دردهای خانواده های مقتول هم نیست و خود خانواده های مقتول هم به آن اذعان دارند که علاوه بر غم از دست دادن عزیزشان، برای مراحل اجرای قصاص و بعد از آن، فشارهای روحی و  روانی و عذاب بیشتری را متحمل می شوند.

باید به کشتار کودکان پایان داد و بجای رودر رو قرار دادن  و بجان یکدیگر انداختن انسان ها، سعی در اصلاح جامعه باشیم و  فرصت بازپروری و زندگی دوباره را  از این کودکان نگیریم.

هیات تحریریه یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387  نظر بدهید!

آخرین مطالب ارسالی

گزارشی از روز جهانی کودک به همراه تصویر
روز جهانی کودک
نشریه شماره 6 _ ویژه نامه علیه اعدام کودکان
اعدام کودکان،جلوگیری یا بازتولید جنایت؟
برای نجات یک انسان
بزهکاری
به اعدام بگو نه !!
شماره 5 - سال اول (ویژه اورژانس اجتماعی و معضلات دختران فراری)
عکس روز
درباره وب
این وبلاگ متعلق به کانون دفاع از حقوق زنان و کودکان تهران و محل انتشار نشریه اینترنتی این کانون می باشد. برداشت مطالب این وبلاگ با درج منبع بلامانع است! از دوستان می خواهیم با فرستادن مطالب و نقطه نظرات خود ما را در ادامه بهبود و گسترش این نشریه یاری کنند!
شماره تماس : 09370914177
ایمیل ما:kanoone.z.k@gmail.com یا
zanan.koodakan@yahoo.com

آمار کاربران
 
چه کسانی به ما لینک دادند؟


لینک دوستان

بخش ویژه

صفحه اصلي  |  آرشیو |  لینکستان  |  تماس با ما




 Design By ParsTheme & Publish By ParsTheme


www.parstheme.com

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ