تبليغاتX
آزادی برابری سهم من نیست! حق من است!

8march86

هیات تحریریه

8march86

http://8march86.blogfa.com

آزادی برابری سهم من نیست! حق من است!

آزادی برابری سهم من نیست! حق من است!

آزادی برابری سهم من نیست! حق من است!

این وبلاگ متعلق به کانون دفاع از حقوق زنان و کودکان تهران و محل انتشار نشریه اینترنتی این کانون می باشد. برداشت مطالب این وبلاگ با درج منبع بلامانع است! از دوستان می خواهیم با فرستادن مطالب و نقطه نظرات خود ما را در ادامه بهبود و گسترش این نشریه یاری کنند!
شماره تماس : 09370914177
ایمیل ما:kanoone.z.k@gmail.com یا
zanan.koodakan@yahoo.com نشریه اینترنتی کانون دفاع از حقوق زنان و کودکان تهران

آزادی برابری سهم من نیست! حق من است!

 
کاربر مهمان، خوش آمديد!    امروز  
 
فهرست اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
آرشیو
ایمیل
موضوعات





آرشیو مطالب

نشریات
شماره های پیشین را میتوانید در این قسمت مشاهده نمایید
آرشیو تماس با ما


پیش شماره اول نشریه:

                              آزادی سهم من نیست،حق من است!

 

هیات تحریریه سه شنبه سی ام بهمن 1386  نظر بدهید!

تن فروشی، لذت جویی یا قربانی سودجویان!

از زمانی که زن با پیدایش مالکیت خصوصی از اریکه قدرت به زیر آمد و سرنوشت خود را در طول قرن ها با مالکیت خصوصی پیوند خورده یافت، مسئله بهره کشی جنسی و تن فروشی زنان مطرح شد و لبه ی تیز و برّا و نگاه های تحقیر آمیز، به سوی  زنان ِ همیشه گنه کار و مقصر نشانه رفت!

در طول تاریخ در دوران قدیم در مصر، هند و آسیای غربی فحشای مذهبی، بشکل قانونی در آمده و دختران جوانی را در معابد با عنوان "پذیرنده بیگانگان" قرار می دادند و درآمد حاصل از آن را به کیش روحانیان و صرف نگهداری آنان می کردند ولی همین دختران با داغ بدنامی بر پیشانی از دیگران متمایز می شدند و از هیچگونه حقوق اجتماعی برخوردار نبودند.

طبق آمار سازمان ملل: هر ساله 120 هزار زن وکودک به کشورهای اروپای شرقی و 600 تا 800 هزار نفر از مرزهای کشور قاچاق می شوند که 80% آنان زنان و دختران هستند. این آمار وحشتناک نجومی نشان از گسترش متقاضیان و سودجویان و بهره کشی روز افزون از جسم زنان وکودکان می دهد که ثروت های کلان آن به جیب صاحبان قدرت و حاکمان می رود.

در طول تاریخ زن همواره مورد ستمگری نظام های سرمایه دار و جوامع مردسالاری قرار داشته و دارد و وضعیت زنان تن فروش در کشورهای سنتی و مردسالار به مراتب تاسف بار تر است. در این جوامع به دلیل قوانین زن ستیز و نظام مردسالار، زندگی و جان این زنان در خطر و تهدید دائمی ست و گاه این زنان بدست مردانی که خود متقاضی این تن بودند در جایگاه مجریان قانون با روسری خفه شده و یا سربه نیست می شوند.

پژوهش ها نشان داده که زنان تن فروش، نسبت به زنان عادی، به مراتب بیشتر دارای  خانواده هایی از هم گسیخته بوده اند و بدلایل فقر، اعتیاد و بیکاری والدین یا همسران خود برای تهیه هزینه های مواد مخدر و یا سیرکردن شکم کودکانشان تهدید و مجبور به تن فروشی شده اند.

اگر این زنان توسط شوهر فروخته شده باشند، بدست قانون به جرم زنای محصنه سنگسار می شوند و اگر به دلایل فقر خانواده ، بی سرپناهی و یا برای لقمه ای نان مجبور به تن فروشی شوند به جرم فساد اخلاقی و اجتماعی گرفتار طناب عدالت! می شوند و عاملین و مسببین اینکار و مردانی که خریداران آن بودند با تحمل چند ضربه شلاق رها شده و دوباره  در خیابان ها به چرخه ی متقاضیان، بدنبال طعمه ای  دیگر باز می گردند.

زنان تن فروش در معرض مبتلا شدن به انواع بیماری ها و ستم جنسی ، و قربانیان فقر و نابرابری و سوء استفاده های جنسی و حتی جنایات هستند.

تحقیقات نشان داده که اینان  اکثرا  از طرف نزدیکان و اطرافیان خود مورد تعرض، خشونت خانگی، ضرب و شتم و تهدید دائمی قرارگرفته اند و معمولا دختران جوان به امید رهایی از زندگی خشونت بار، از خانه فرار می کنند و از آنجا که در جامعه هیچ جایگاه امن و سرپناهی برای این دختران و زنان وجود ندارد حداکثربه فاصله 48 ساعت قدم به دنیای روسپیگری می گذارند!

23/78% از زنان تن فروش، دارای تحصیلاتی در حد ابتدایی و یا بی سواد بوده اند و با هیچگونه مهارت درآمدزایی آشنا نیوده و تنها کالای قابل عرضه برای نمردن، جمسشان است و در ابتدا تن فروشی را به عنوان یک منبع درآمدزای موقت و رفع نیاز روزمره  شروع می کنند ولی بدلایل نا امنی زندگی، نداشتن سرپناه، عدم پذیرش اطرافیان و ترد شدن از اجتماع، بی پولی، گرسنگی، تهدید و اجبار توسط استثمارگران و مردان زندگیشان برای تمام عمر، اگر سنگسار و یا اعدام نشود، ناخواسته در اینکار باقی می مانند.

در دنیایی که فقر و بیکاری و نابرابری بهره مندی از حقوق اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و آموزشی برای زنان وجود دارد، و تن فروشی به عنوان یک منبع درآمد و سوء استفاده سوداگران سیاست جنسی است زن تن فروش هم وجود خواهد داشت و تا زمانی که قوانین نابرابر و زن ستیز و مردسالار وجود دارد باز هم شاهد قربانی شدن عاطفه هایی دیگر خواهیم بود.

 

هیات تحریریه شنبه بیستم بهمن 1386  نظر بدهید!

من چگونه امشب بخوابم! فردا انسانیت را سر میبرند!

28 نفر از زندانیان زندان گوهردشت کرج برای اعدام به زندان اوین انتقال داده شدند

بنابه گزارشات رسیده از زندان گوهردشت کرج امروز صبح 28 نفر از زندانیان عادی از بندهای 1،2،5،6 به زندان اوین اتفقال داده شدند. این 28 نفر قرار است فردا صبح در زندان اوین و تعدادی زیادی از آنها در ملاء عام اعدام شوند.

اسامی تعدادی از آنها که از بند 2 زندان گوهرداشت به زندان اوین جهت اعدام منتقل شدند عبارتند از: حالت محمد عابدینی سر 26 ساله،محسن غلامی 30 ساله ،عباس کاهانی 30 ساله و فراز ابراهیمی 25 ساله .

در حال حاضر 4 نوجوان در زندن گوهردشت در انتظار اجرای حکم اعدام هستند که یکی از آنها به نام بنیامین حسینی که هنگام بازداشت 15 ساله بوده و قرار است در سریهای بعدی حکم اعدام او را به اجرا در آورند.

 

آخر شب بود و با تمام خستگی از کار روزانه نگاهی به اخبار را به عنوان آخرین کار روزانه...

چشمانم روی خبر  خشک ماند

چرا؟

به راستی من و ما تا کی بخوابیم؟ اعدام؟ این واژه غیر مربوط ترین عبارتی که میتوان در سال ۱۳۸۶ در لغتنامه تاریخ از خود بجای بگذاریم داد.

بحث این نیست که کسی جرمی نکرده و حال به قتل میرسد!

خود جرم در جامعه امروزی، در شهر و خیابانی که فقر و فلاکت از سرو کله بشر دو پا، بالا میرود باید معنی و بازبینی شود. اما نکته اینجاست که اگر به هر دلیل جرمی و قتلی رخ دهد، آیا پاسخ و راه متوقف کردنش قتل بعدی است؟ خانواده و اطرافیان انسانی که به قتل میرسد تباه میشوند، و در راه تباه کردن یکی پس از دیگری گویی مسئولین  کمر خدمت بسته اند.

بحث این است که پاسخ به مشکلات و بیکاری و نا امنی، ناهنجاریهای روانی، و... ایجاد وحشت نیست! بنابر این  من شب در کوچه باید  از دزد و راه زنبترسم، و سحر روز بعد از دیدن حلقه داری که دزد شب قبل درحال جاندادن به آن آویزان شده در هراس باشم!  

وظیفه جامعه ایجاد امنیت، شغل رفاه شادی و استاندارد های که نیاز شهرونانش را براورده کند میباشد. ایجاد ترس و دادن "درس عبرت" اگر پاسخی درستی بود امروز باید سر تا پای کشور را امنیت فرا میگرفت.

نباید ، نمی شود... انسانیت را سر نبریم!

 سحر امروز ۲۸ مادر دیگر بی فرزند میشود، ۲۸ کودک دیگر چشم به راه میماند! و ۲۸هزار چشم دیگر خشونت را تجربه میکند! باز تولید خوشونت دردی از ما دوا نمی کند!

بیاید یکبار و برای همیشه  پیش قدم شویم، تا بیش از این انسانیت را جلو چشمانمان گردن نزنند!

هیات تحریریه چهارشنبه دهم بهمن 1386  نظر بدهید!

تحریم!

 

فکر میکنم خواندن این خبر میتواند بحث جالبی راه بیندازد!

امیدوارم که بیننده های خوب و مشوق وبلاگ در این بحث شرکت کنند!

خبر این است:

 تبريز به مدت بيست روز است كه در بازار تبريز پودر ماشين خريد و فروش نمي شود. يكي از بازاريان علت اين كمبود و گراني در با زار را چنين گفت : اولا تحريم ها باعث اين كمبودها و گراني شده و ثانيا ارسال محموله هاي زيادي از مواد شوينده به بازار عراق باعث كمبود در بازار و گراني اين مواد گرديده است. وضعيت بازار بطور كلي خيلي كساد است خريد و فروش به ندرت صورت ميگيرد و مشتري كم است. وي همچنين افزود : الان خيلي وقت است كه شوينده ماشين در بازار نيست. هرفروشنده اي كه از قبل داشته است به هر قيمتي كه ميخواهد ميفروشد, چون توي بازار نيست و مشتريها مجبورند كه بخرند. شوينده دستي هم كم است و قيمت آن 200تومان گرانتر شده است.

 

 و اما سئوال: وقتی کشمکشهای بین دولتها و نرسیدن به تفاهم برسر مسئله ا ی به تحریم اقتصادی کشوری می انجامد!، چه کسانی را هدف قرار میدهد؟ و کلا این نوع سیاست  و روابط بین المللی چه نتایجی به بار میاورد؟ 

هیات تحریریه یکشنبه هفتم بهمن 1386  نظر بدهید!

آواره گانی به نام مهاجر!

بنظر من هر انسانی باید بتواند آزادانه در هرکجای کره زمین تحت اختیار خود مکان زندگی خود را انتخاب کند. دستاوردهای بشری تا همینجا هم امکان زندگی کاملا انسانی و امن و مرفه را برای تمام شهروندان کره خاکی تضمین کرده است. طبیعتاً انسانهای آزاد و شاد در هر جامعه ای که مردم آن دغدغه نان شب ندارند در سوخت و ساز و پیشبرد جامعه بنا به علاقه وتوانای شخصی شریک خواهند شد. شما ببینید خلاقیت استعداد و دلگرمی برای دها مسئولیت نزد چه کسانی بیشتر است؟ کسانی که برای نان شب و اجاره خانه و پول دو کتاب و یک مداد کودکشان وا مانده اند؟

اما کمی نزدیکتر شویم. انسان امروزی با بالاترین آمار! مهاجرتش از روی تغییر محیط زیست، یا کنجکاوی و هیجان نیست.

 یک نگاه سطحی به کل اخبار روز دنیا خبر از مهاجرت اجباری انسان درمانده از سر فقر،جنگ، سرکوب، نبودن بهداشت و... میدهد. انسانها مجبور میشوند خانه بستگان و دها خاطره بد و خوب را جای گذاشته و آواره دنیا از مرزها با هزاران خطر عبور کنند که شاید بتوانند حق کمی، از نعمت زنده بودن را بهره مند شوند. این مهاجرتها حتی بین شهری هم روزانه میلیون انسان درمانده را دربرمی گیرد. "کارگر فصلی" از شهری به روستایی و از استانی به استانی در پی تامین نازلترین دستمزدها آواره میچرخد و تن و جان به آب و آتش میزند!

اما فراموش نکنیم که نگاه سر انگشتی به دنیای امروز ثابت میکند که جا و نان و بهداشت و امکانات برای تک  تک انسان های زنده فراهم است و این دستاورد قابل تحسین بشریتی است که خود از بهره برداریش محروم شده!

حال خودمان را لحظه ی جای یکی از این مهاجران نگونبخت بگذاریم که پس از پیمودن هزاران خطر درپی بازیافت زندگی، با سر به در فولادی تحت نام قوانین میخورند! امروز از سر تا به پا در سراسر دنیا این قوانین فقط مقابل زیست و انسان ایستاده. بخشی از این قوانین کمی خوش رنگ و روتر ،با لبخند سر از بدن حقانیت زندگی جدا می کنند و انسانیت را گردن می زنند و بخشی دیگر وقاحت و ضد انسان بودنشان را بی پروا در ویترین تاریخ به نمایش میگزارند.

حتما در ۲۴ساعت گذشته خبر بسیار سطحی از فاجعه انسانی در نوار غزه را شنیده یا خوانده اید! باور کنید این اخبار و آمار یک از هزار فاجعه را نمایندگی نمیکند! با این حال نفس آدمی به شماره می افتد و گویی دنیای واژگون روی سرش خراب میشود!

حال کمی نزدیکتر من و شما چه میگذرد؟ نزدیک آن اندازه که اگر دستمان را دراز کنیم خشونت اش پوست و گوشت مان را غرق خون خواهد کرد!

این گزارش را که میبینم حس میکنم بوی تعفنش لحظه به لحظه به حریم انسانی و حتی خصوصی من نزدیکتر و ملموس تر میشود! با این وضعیت فقر و سیاهی ، کجا و چه روزی من نیز در یکی از این سیاهچالهای به جرم زنده بودن زنده بگور خواهم شد؟

 

"مهاجران افغان كه در اردوگاه سنگ سفيد نگهداري مي شوند دست به اعتصاب غذا زده اند . اين اعتصاب از اول بهمن شروع شده است.
در اين اردوگاه نزديك به دو هزار نفر زنداني هستند كه با توجه به سردي هوا و يخ بستن لوله ها, حتي آب آشاميدني در اين اردوگاه قطع است و مهاجران افغان با کمبود شديد مواد غذايي مواجه هستند .
تاكنون مقامات دولتي افغان درکابل ، دراين باره واکنش نشان نداده اند"

زندگی حق ماست! چون بدنیا آمده ایم! نه بیش و نه کم!

هیات تحریریه پنجشنبه چهارم بهمن 1386  نظر بدهید!

من امروز میمیرم!

 صیح روز دوشنبه یکی از کارگران شرکت اتوبسرانی تهران وحومه در حین انجام کار جان خود را از دست داد. با خواندن همین یک جمله پشتم میلرزد!


 در این حادثه ملک علی کریمی، کمک بکسل منطقه 4 شرکت واحد پس از آنکه از ناحیه کاسه سر مجروح شد، جان خود را از دست داد. چند کودک دیگر بی نان آور شد؟
وی در زمان حادثه مشغول شارژ کردن  باطری اتوبوسی بود که به دلیل سرد شدن بیش از حد دمای هوا از کار اقتاده بود . چند چشم به در، برای همیشه  خشک ماند؟


این کارگر در نتیجه حرکت ناگهانی یک دستگاه اتوبوس متوقف شده وبرخورد با اتوبوس خراب  از ناحیه سر دچار حادثه شد. جرمش چه بود؟ زنده بودن،و تلاش برای زنده ماندن؟
سطح چرب محل وقوع حادثه وعدم رعایت فاصله در زمان توقف اتوبوسها دلیل وقوع این حادثه عنوان شده است. چند انسان امروز آرزو کردند که هرگز به دنیا نمی آمدند تا شاهد مرگ بیدلیل عزیزترینشان از سوی! و واماندن برای سریر کردن شکم خانواده از امروز،و از سوی دیگر نبودند؟؟؟؟

 من هرگز برنمی گردم به خانه! نپرس چرا...

که حقم را! که حق من و تو و کودکانمان با خاکستر یکی شده!!

 

هیات تحریریه سه شنبه دوم بهمن 1386  نظر بدهید!

آخرین مطالب ارسالی

گزارشی از روز جهانی کودک به همراه تصویر
روز جهانی کودک
نشریه شماره 6 _ ویژه نامه علیه اعدام کودکان
اعدام کودکان،جلوگیری یا بازتولید جنایت؟
برای نجات یک انسان
بزهکاری
به اعدام بگو نه !!
شماره 5 - سال اول (ویژه اورژانس اجتماعی و معضلات دختران فراری)
عکس روز
درباره وب
این وبلاگ متعلق به کانون دفاع از حقوق زنان و کودکان تهران و محل انتشار نشریه اینترنتی این کانون می باشد. برداشت مطالب این وبلاگ با درج منبع بلامانع است! از دوستان می خواهیم با فرستادن مطالب و نقطه نظرات خود ما را در ادامه بهبود و گسترش این نشریه یاری کنند!
شماره تماس : 09370914177
ایمیل ما:kanoone.z.k@gmail.com یا
zanan.koodakan@yahoo.com

آمار کاربران
 
چه کسانی به ما لینک دادند؟


لینک دوستان

بخش ویژه

صفحه اصلي  |  آرشیو |  لینکستان  |  تماس با ما




 Design By ParsTheme & Publish By ParsTheme


www.parstheme.com

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ